|
از نظر قدمت
تاریخی و بناي اوليه آن اطلاع دقیقی در دست نیست چون این شهر دائما در حال
جابجايي و تغيير و تحول بوده است. نشانه ها و آثار تاریخی موجود در چندین
نقطه این ناحیه نشانگر این واقعیت مي باشد. آثاری همچون نمادها و تپه
ها و قبرستانهاي قديمي.
در پایان قرن نوزدهم ژاک دمورگان هنگام سفر به
منطقه بهشهر تپه های این نواحی از بقایای شهرها و دهات ما قبل تاریخ حدس
زدو بعدا کاوشهای باستان شناسي كه در تپه های شمالی شهر رستم كلا (گوهر تپه
)بعمل آمد این تصور را تاييد كرد. زیرا جهت بررسي
به موزه ایران باستان مراجعه شد و در ویترین در گنجینه مقایسه اشيا متعلق
به نقاط مختلف ایران يك قطعه هاون سفید كه در گوهر تپه رستم
كلا پیدا شده مشاهده شد كه مربوط به 200 سال قبل از میلاد مسیح است. چنین
هاون های سنگی شاه تپه و تپه حصار دامغان کشف شده كه دلیل بر قدمت منطقه و
ارتباط این 3 ناحیه به هم لست.
این اثر قديمي كه از تپه های كوچك و بزرگ در
كنار هم بو جود آمد دهها هکتار را در بر گرفته و بریدگی هايي كه در بعضی از
قسمتهای آن بو جود آورد در قسمتهای آن از پايين تا بالا تکه کوزه هاي شکسته
وجود دارد كه این آثار نشانگر آن است كه در گذشته با دست انسانها ساخته شده
است و ارتفاع كنوني آن كه بیش از 50 الي 60 متر میباشد. در 200سال پیش قبل
از میلاد مسیح ارتفاعي چندين برابر این ارتفاع داشته به مرور زمان بر اثر
بارندگی هاي زيادي كه در این منطقه وجود داشته و همچنین بر اثر شخم زدن در
چندين سال اخیر از از ارتفاع آن کاسته شده و به شکل كنوني در آمده
است .گوهر تپه در يك كيلومتري شمال غربی شهر رستم كلا قرار گرفته و همچنین
تپه هاي مختلف ديگري وجود دارد كه گفته میشود آثار آباديهاي قديمي مي باشد.
دومین اثر كه نشانگر وجود تمدن و پیشرفت
صنعت در ابن ناحیه است وجود غار مخزن در شهر رستم كلا مي باشد كه مربوط به
دوران ما قبل تاریخ مي باشد . بر ديواره این غار تصویر اسب و انسانها كشيده
شده است.
اشيا مختلفی در این نقطه پیدا شده كه عبارتند
از:
1- خنجر و كاردهاي مختلف برنزی
4 قطعه
2- پولك فلزی
1 قطعه
3- کوزه های (سبو) گلي مختلف
4 قطعه
4- تبر فلزی دو سر
1 قطعه
5- آبخوری گلي
22قطعه
6- میوه خوري مرمر
1 قطعه
لازم به تذکر است كه غار معروف هوتو و کمربند در
5 كيلومتري شرق این شهر در روستای شهید آباد (تروجن)واقع شده است كه
احتمالا در گذشته با شهر رستمكلا در ارتباط بوده است.
نشانه های دیگر وجود آباديهاي قديمي و
قبرستانهاي مي باشند كه چه در جلگه و چه در جنگل نشانگر زندگي انسانها در
زمانهای دور میباشد چون اجساد قديمي تفاوت كلي با حالا دارند . این اسكلتها
دارای جمجمه ها و استخوانهای بزرگ مي باشد كه نسبت به انسانهای امروزی در
این ناحیه اندام اندام تنومنتري داشته اند. گفته مي شود كه در گذشته به
انسانهای این ناحیه كه در جنگلها زندگي مي كردند دیو گفته مي شد و فردوسی
هم در اثر خود از دیوان این ناحیه یاد مي كند .
از آثار قديمي و تاریخی در اطراف این شهر هم مي
تواند بازگو کننده قدمت تاریخی این ناحیه باشد مانند غاری كه در روستای
كميشان در 4 كيلومتري غرب این شهر و وجود غار تاریخی و آتشکده در
روستای کوهستان در 3 كيلومتري شرق آن مي توان نام برد كه در زمان هخامنشیان
و ساسانیان مرکز مهمی به حساب مي آمد و اسم کوهستان در بیشتر نوشته ها و
گفته ها تکرار شده است . بعد از دوران های مختلف غير از آثار و شواهدی كه
در بالا گفته شده از شهر رستمكلا اطلاعات چندانی وجود ندارد كه احتمال داده
شود نشانگر آن باشد كه ارزش و اعتبار گذشته خود را از دست داده و رویدادهای
مهمی در آن صورت نگرفته است.
انسان از گذشته هاي دور در سرزمین
كهن رستم كلا زیسته است . آثاری مانند شکل انسان اسب ، ابزار آلات در غار
مخزن رستم كلا كه مربوط به ماقبل تاریخ مي باشد . هم چنين در جنگلهاي اين
ناحيه در حفاري هاي متعددي كه توسط افرادي كه بدنبال اشياء قيمتي بوده اند
صورت گرفته استخوانهايي نظير جمجه بدست آمده است كه خيلي درشت تر و بزرگتر
از جمجه انسان امروزي مي باشد در واقع مي توان گفت كه انسان ماقبل تاريخ از
لحاظ شكل و قامت فرق كلي با امروزه داشته است همچنين از نظر نژادي اين
ناحيه به علت وجود موانع طبيعي نظير كوه ، جنگل ، باتلاق و... خالص تر از
نقاط ديگر كشور مي باشد .
در نيمه هزاره دوم قبل از ميلاد
مقارن با ورود آريايي ها به ايران طوايفي از جمله تپوري ها در اين منطقه
زندگي مي كردند
از جمله اقوامي كه در اين منطقه
زندگي مي كردند عبارت بودند از :
ماردها ، آمرد ، مرد ، مردي و تپور
، تاپور و تپر و تبر.
آريايي ها پس از مهاجرت به ايران
كليه اقوام غير آريايي را در خود استحاله نمودند تا جايي كه فعلا اثر كمي
از آنها ديده مي شود . با وجود ورود اقوام بيگانه در زمانهاي مختلف به
ايران و آميختگي نژاد ايران مردماني در گوشه و كنار اين سرزمين زندگي مي
كنند كه كمتر در تحت نفوذ و اختلاط نژادهاي خارجي قرار گرفته و مي توان گفت
كه ايراني خالص باقي مانده اند . مانند زرتشتيان و تاجيك ها و ساكنين درياي
خزر چون گيلان و مازندران كه تا حدودي از اختلاط با اقوام مختلف به علت
موانع طبيعي بركنار مانده و نژاد خود را حفظ كرده اند .
- هانري فيلد – اساسا نژاد ايران
را عنصر مديترانه اي مي داند و مشخصات كلي آن را دراز جمجمه يا دليك با
بيني راست يا خميده ذكر كرده است و در مورد ساكنين سواحل درياي مازندران مي
گويد : " غالبا دراز جمجمه با بيني خميده تشكيل مي دهند و جمجمه ها كمي
مواج و رنگ پوست آنها گندمگون مي باشد . |